آموزش انواع پیشوند های فعل در زبان آلمانی

 

در زبان آلمانی ، می توان با اضافه کردن پیشوند به ریشه ی فعل کلمات جدید و با معانی متفاوت ایجاد کرد . واژه ی steigen  به معنی to climb   ( بالا رفتن ، صعود و ترقی کردن ) می باشد درحالیکه کلمه ی einsteigen به معنی

to board ( a train or plane ) a ) ( سوار شدن ) 

و نیز umsteigen  یعنی

to change ( trains , etc ) ( تغییر کردن )

می باشد . و درحالیکه

( to learn ) lernen  

به معنی یادگیری میباشد کلمه ی

verlernen ( to forget )

به معنی فراموش کردن چیزیست که یادگرفته بودید . پیشوندهای فعل ها دونوع جداشدنی و جدانشدنی دارند .

 

13.1. پیشوندهای فعل جداشدنی در زبان آلمانی

پیشوندهای جداشدنی بی شمار بوده و بسیار پیچیده تر از پیشوندهای جداناشدنی هستند . زیرا در جملات هسته یا غیروابسته و در جملاتی که با فعل آغار می شوند ریشه فعل در جایگاه معمول خود قرار گرفته است ، در حالیکه پیشوند فعل در انتهای عبارت ظاهر می شود . به مثال ها توجه کنید :

پیشوندهای فعل در زبان آلمانی-1

به منظور یافتن ریشه فعل در این جملات ، می بایست پیشوندی که در انتهای جمله وجود دارد را به صرف فعل اضافه کنیم و سپس به فعل پیشوند دار شده مراجعه نموده و آن را بررسی کنیم . در جملاتی که برای مثال آورده شده اند حالت های مصدری به این صورت می باشند : zamachen , aussehen , aufsteben  و zahören  .

 

13.2. در اینجا لیست معمول ترین پیشوندهای فعل ها و معانی آنها آورده شده است . ( کلماتی که با علامت * نشان دار شده اند معمولا دارای یک معنی می باشند ولی دیگر کلمات ممکن است معانی بی شماری  داشته باشند ) .

پیشوندهای فعل در آلمانی

پیشوند فعل در زبان آلمانی

13.3. هر گاه به یکی از این پیشوند ها  در انتهای عبارت برخوردید ، می بایست آن ها را پیشوندهای جداشدنی به حساب بیاوردید . سپس به منظور ترجمه صحیح آن ، باید پیشوند را به ریشه کلمه متصل کنید . از آنجایی که  اغلب این پیشوندها کوتاه هستند و  ممکن است از دید شما پنهان بمانند ، پس باید مراقب آنها باشید . این کلمات همیشه با پیشوند متصل به خود یافت می شوند :

darstellen , ( to portray )

به تصویر کشیدن ، مجسم کردن

zamachen ( to close)

  بستن

ausflippen ( to freak out )

عصبانی شدن ، از کوره در رفتن

گاهی اوقات پیشوند فعل معنای آن را از ریشه و اساس تغییر می دهد . مانند :

4

در نتیجه ، دانستن ریشه فعل به همراه پیشوند آن به منظور ارائه ترجمه صحیح و روان  بسیار مهم و ضروری می باشد . تقریبا همیشه می توانید در فرهنگ لغت ها فعل را به همراه پیشوندهای معمول آن و با ترتیب الفبایی بیابید : abnehmen , zustimmen , ausfallen , durchbringen و ...

به علاوه گاهی اوقات فعل با یک پیشوند می تواند معانی کاملا متفاوتی به خود بگیرد . برای مثال فعل aufnehmen  به معانی  گرفتن ، ضبط کردن و عکس گرفتن ( to take , to record , to photograph  ) می باشد و نیز فعل aufheben  که اغلب به همراه Hegel   می آید دارای معانی متفاوت  برانداختن و منسوخ کردن ، بالا بردن (to raise up , to abolish  ) و نیز Eingehen  به هر دو معنی شروع کردن ، متوقف کردن می باشد .

 

13.4.  اما گاهی اوقات ممکن است که  برخی فعل های پیشوند دار را در دیکشنری پیدا نکنید . در این گونه موارد ،  می بایست  معنای ریشه فعل و پیشوند را جداگانه بدانید و آنها را به گونه ای معنادار کنار هم قرار دهید تا به معنی متناسب  و منطقی برسید . برای مثال اگر می خواهید جمله  " Die zwei Menschen gehören nicht zusammen "   را ترجمه کنید و معنای کلمه ی " zusammengehören  "  را نمیدانید می بایست با دانستن معنی کلمات  zusammen" و gehören " به معانی " تعلق داشتن و باهم " ( tobelong , together  ) به معنی  درست و دقیق  کلمه برسید . اما قبل از امتحان این روش حتما به دنبال معنی آن در فرهنگ لغت بروید . به علاوه این مورد ممکن است در مورد پیشوندهایی اتفاق بیفتد که تنها یک معنی دارند مانند :

zusammen (together )

13.5. در عبارت ها هرگاه فعل در انتها بیاید ، پیشوند فعل دیگر از آن جدا نخواهد شد . مثال :

5

13.6. مراقب باشید تا ترکیب فعل و حرف اضافه را با ترکیب فعل و پیشوند اشتباه نگیرید . مقایسه کنید :

" Er hört auf diese Frage  " به معنی " He listens to this question  " ترکیب فعل و حرف اضافه

" Frage auf  dieser mit Er hört  " به معنی " He ends with this question  " auf  در اینجا پیشوند می باشد "

پیشوند فعل جداشدنی تقریبا همیشه در انتهای عبارت می آید و نیز هرگز دقیقا پس از آن اسم نمی آید مگر اینکه همراه با آن یک علامت مانند ویرگول آمده باشد .

 

13.7. Hin  و der  پیشوندهای جهت دار هستند .  جمله

Wo geht er hin ? 

به انگلیسی اینگونه ترجمه می شود :

Where is he going to ?

و نیز این جمله " Wo kommt er her  " به این صورت : " Where is he coming from "  این کلمات اغلب به ترجمه نیاز ندارند .

Hin geht die Zeit , her kommt der Tod . _ There goes time , here comes death .Or (Time goes , death comes . )

همچنین این کلمات در ترکیب با دیگر پیشوندها برای تاکید بیشتر استفاده می شوند .  مثال :

hinein ( into ) , heraus ( out of ) و hindurch ( through )

13.8. عبارت های زیر را ترجمه نموده و زیر فعل ها به طور کامل خط بکشید . ( همراه با تمام بخش های جداشده یا نشده آن )

6

13.9. پیشوندهای فعل جدانشدنی در زبان آلمانی

هفت پیشوند جدانشدنی معمول وجود دارد

_ be , ent , ( or emp ) , er , ge , miss ( or  miB ) , ver and zer  _ .

متاسفانه معنای این پیشوند ها همیشه ثابت نیستند . با این وجود ، در اینجا چند معنی معمول از آنها آمده است :

be  : معمولا فعل لازم را به متعدی تبدیل می کند . مثال ها :

7

ent : می تواند به معنای " دور از " باشد :

Entdecken ( to uncover )  vs  decken ( to vover ) , entgehen ( to go away from , escape )  vs  gehen ( to go ) , entfallen ( to fall away from ) .

er : شروع یک عمل را نشان می دهد :

erbleichen  ( to begin to turn pale )

و یا دستاوردی از عملی که توسط یک عمل تنظیم می شود :

erkennen  ( to recognise ) , erreichen  ( to reach )

و پیشوند er به افعال دارای مفهوم وحشیگری " violence  " متصل شده و معنای  کشنده " fatal " بخود می گیرند  :

erschieBen  ( to shoot to death ) ; erstechen  ( to stab fatally )

mis یا miB : معادل کلمات انگلیسی mis یا dis می باشند .  مثال :

miBbrauchen ( to misuse ) , miBdeuten ( to misinterpret ) , miBtrauen ( to distrust ) , miBfallen ( to displease ) .

Ver : معانی بسیار متفاوتی دارد . می تواند معانی منفی متنوعی از قبیل waste " ، هدر رفتن disappearance " ، ناپدیدشدن " یا خطاهای عملکرد داشته باشد .  مانند :

Versprechen  ( to misspeak ) , vergehen ( to disappear  , pass , elapse ) , verschlafen ( to oversleep ) .

به عبارت دیگر  هرگاه با افعال دیگر همراه شود  می تواند هم به معنی " تقویت کردن " و هم " افزایش دادن " باشد . مثال :

Versprechen ( to promise ) , verbessern ( to improve ) , vermischen ( to mix together ) . 

zer : نشان دهنده ی تخریب ناشی از ریشه است  و به معنای " شکسته و تکه تکه " می باشد . مانند :

to break into pieces  ) , zerreiBen  ( to rip to shreds ) , zerstören  ( to destroy ) .  )  Zerbrechen    

13.10. عبارت های زیر را ترجمه کنید .

8

واژگان ( در این بخش پیشوند لغات همراه با خط فاصله قبل از لغت نوشته شده اند ).

9

10

11


با کارشناسان دید در ارتباط باشید در صورت داشتن هرگونه سوال و نیاز به مشاوره کافیست کلیک کرده و فرم موردنظر را پرکنید. مشاورین ما در اسرع وقت به سوالات شما پاسخ خواهند داد